کشف یک ستارهشناس، سیاره را زیر و رو میکند. کارول استورکا، رماننویسی خسیس، از این دنیای جدید و عجیب وحشتزده میشود....
یک چهرهی آشنا و کنجکاو، کارول را با شرایط جدید و عجیب آشنا میکند. یک گردهمایی در اروپا، غریبهها را دور هم جمع میکند... و باعث ایجاد اختلاف میشود....
دنیا فقط میخواهد کمک کند—که این کارول را عصبانی میکند. یک مکالمهی صمیمانه با یک انفجار به پایان میرسد....
کارول مرزهای این دنیای عجیب و غریب و صادقانه را به قیمت غرورش آزمایش میکند. در دوردستها، فردی مصمم میفهمد که تنها نیست....
کارول تحقیقاتش را دو چندان میکند - لعنت به تنهایی. در همین حال، زوزههای شبانه منبع خطر جدیدی را آشکار میکنند....
کارول یک کشف وحشتناک را به اشتراک میگذارد و در این فرآیند به حقایق جدیدی پی میبرد. آقای دیاباته در شهر گناه، زندگی را به کمال میگذراند....
ارسال دیدگاه