کشف یک ستارهشناس، سیاره را زیر و رو میکند. کارول استورکا، رماننویسی خسیس، از این دنیای جدید و عجیب وحشتزده میشود....
یک چهرهی آشنا و کنجکاو، کارول را با شرایط جدید و عجیب آشنا میکند. یک گردهمایی در اروپا، غریبهها را دور هم جمع میکند... و باعث ایجاد اختلاف میشود....
دنیا فقط میخواهد کمک کند—که این کارول را عصبانی میکند. یک مکالمهی صمیمانه با یک انفجار به پایان میرسد....
کارول مرزهای این دنیای عجیب و غریب و صادقانه را به قیمت غرورش آزمایش میکند. در دوردستها، فردی مصمم میفهمد که تنها نیست....
کارول تحقیقاتش را دو چندان میکند - لعنت به تنهایی. در همین حال، زوزههای شبانه منبع خطر جدیدی را آشکار میکنند....
کارول یک کشف وحشتناک را به اشتراک میگذارد و در این فرآیند به حقایق جدیدی پی میبرد. آقای دیاباته در شهر گناه، زندگی را به کمال میگذراند....
مانوسوس سفری خطرناک را برای ملاقات با کارول آغاز میکند. کارول پس از بازگشت از لاس وگاس به خانه، با شورش خود خلاق میشود....
کارول با «دیگران» رویکرد متفاوتی در پیش میگیرد و بیش از آنچه انتظار داشت، کشف میکند. مانوسوس در محیطی ناآشنا از خواب بیدار میشود....
مانوسوس به آلبوکرکی میرسد و دردسرهایی پیش میآید. کارول از آخرین مکان خوب روی زمین دیدن میکند....
ارسال دیدگاه