در حالی که چهار نوجوان متفاوت و ناسازگار سوگند میخورند همکلاسی گمشدهشان را پیدا کنند، سرگرد «لروی هانلون» با واکنشی دوگانه در پایگاه هوایی «دری» وارد میشود....
در حالی که شارلوت و ویل زندگی جدید خود را در دری میگذرانند، رونی نگران سرنوشت پدرش است....
همچنان که لروی، پالی و دیک در جستجوی یک محل حفاری جدید هستند، بچهها تلاش میکنند تا مدرکی بصری از پدیدههایی که تجربه کردهاند، به دست آورند....
همچنان که بچهها با تجربیات وحشتناکتری روبرو میشوند، شارلوت تلاش میکند از هنک دفاع کند و ژنرال شاو تلاشهایش را تشدید میکند....
همزمان با ورود ارتش به خیابان نیبولت، بچهها با هدف خودشان به درون فاضلابها میروند....
دیک که گرفتار رویاهای تاریک است، در نقطه سیاه غافلگیر میشود. در همین حال، بچهها هر کدام با چالشهای خاص خود روبرو میشوند....
حملهای خودجوش به نقطه سیاه، نیروهایی را که مدتها خاموش بودند، آزاد میکند. در پی این حمله، دیک به کشف یک شیء حیاتی دیگر کمک میکند....
در حالی که مه غلیظی شهر را فرا گرفته است - و ژنرال شاو ماموریت خود را پیش میبرد - خانواده هنلون، رز، دیک و بچهها باید برای نجات دِری با هم همکاری کنند....
ارسال دیدگاه